محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

718

خلاصة الحكمة ( فارسى )

دوم ، غلظ قوام . سوم ، ثفل « 1 » آن ؛ زيرا كه رسوب مذكور ، لا محاله لطيف مىباشد و غليظ القوام نمىباشد . و فرق ميان مدّه و بلغم خام به دو وجه است : يكى ، آن كه مدّه ، منتن مىباشد به خلاف بلغم خام ؛ مگر آن كه متعفّن باشد كه در اين صورت ، [ بلغم ] خام نيز منتن مىباشد و ليكن رنگ آن سفيد [ است ] ؛ به خلاف رنگ خام متعفّن كه مايل به زردى و سرخى مىباشد . دوم ، آن كه خام ، مندمج الاجزاء و متعسّر التفرّق مىباشد به خلاف مدّه . و نيز ببايد دانست كه رسوب « 2 » طبيعى : يا از فضلهء هضوم است يا از فضلهء اخلاط مندفعهء بعد از نضج ؛ چنان چه مكرّر ذكر يافت . پس آن چه از فضلهء هضوم باشد ، عامّ است ؛ هم در حال صحّت و هم در حال مرض مىباشد ؛ خواه مادّى و خواه غير مادّى باشد . و آن چه از فضلهء اخلاط است ، استدلال بدان مطلوب نيست مگر در امراض مادّيه ؛ زيرا كه بسا امراض غير مادّيه است كه اصلًا در آن رسوب نمىباشد ؛ مانند دقّ بسيط . و نيز در حالت صحّت ، ظهور اين رسوب لازم نيست ؛ زيرا كه در صحّت ، بودن خلط زائد در عروق و انتقاص آن و نضج يافتن واجب نيست ؛ به خلاف حالت مرض كه مرض از مواد رديه و احتباس آن‌ها در عروق مىباشد كه اگر نضج و اخراج نيابند و محتبس مانند ، باعث فساد مىگردند ؛ پس اخراج آن‌ها محمود ، و علامت نضج مادّهء موذى است . [ فايده ] : و بدان كه در ابوال مهزولين لاغر و اهل رياضت و صنايع متعبه ، رسوب كم‌تر مىباشد ؛ خصوص رسوبى كه راسب باشد ؛ به خلاف ابوال فربهان و اهل آرام و سكون . و لهذا گفته‌اند : بسا باشد كه بيمار لاغر باشد و بيمارى آن منقلع گردد و اصلًا رسوب فضول خلطى در بول او ظاهر نگردد ، هم چنان كه بسيار است كه رسوب قليل ظاهر گردد و ليكن راسب در تحت قاروره نگردد ، بلكه معلّق و يا طافى باشد . [ فايده ] : و « قرشى » گفته : قضافت - يعنى لاغرى - بدن از دو سبب است : يكى : آن

--> ( 1 ) . ب : ثقل . ( 2 ) . الف : رسوم .